والاستریت پس از یکی از پرتلاطمترین هفتههای دوران رونق هوش مصنوعی، بهطور محتاطانهای بخشی از افت خود را جبران کرد؛ اما در زیر پوست بازار، اتفاقات مهمی افتاد که تاثیر آن به سرعت نوسان قیمت، تغییر نمیکند. چرخش تاریخی سرمایه در این روز، شکاف فزاینده در برخی از مهمترین فرضیات زیربنایی بازارهای جهانی را آشکار ساخت.
به گزارش پایگاه خبری نهایت نیوز به نقل از پایگاه خبری بازار سرمایه ایران(سنا)، بر اساس آنچه که وبسایت خبری بلومبرگ منتشر کرده است، هفته گذشته همزمان با سقوط شدید سهام شرکتهای حوزه فناوری، فروش گسترده داراییها از سوی یک صندوق پوشش ریسک (هجفاند) مشهور و جهش هزینه استقراض بلندمدت آغاز شد، اما در ادامه بازار با بازگشتی قدرتمند به کار خود خاتمه داد. در هفتههای گذشته معاملات سهام هوش مصنوعی نوسانهای بسیاری را شاهد بودهاند. به موجب تحولات روی داده در طول هفتههای اخیر، تا پایان معاملات روز جمعه، سرمایهگذاران با یک پرسش اساسی روبهرو بودند: آیا آنچه رخ داد صرفاً یک حادثه فنی در معاملهای بیش از حد شلوغ و پرتراکم بود یا نشانهای از بازاری که دیگر هم نسبت به سیاستگذاران فدرال رزرو و هم نسبت به فرضیات پشت رونق سرمایهگذاری در هوش مصنوعی، خوشبین نیست؟
موتور مومنتوم خاموش شد
در مرکز آشفتگی بازار سهام نیویورک در روز جمعه، صندوق پوشش ریسک «سیچوئیشنال اورنس» قرار داشت. صندوق مذکور در طول مدت فعالیت خود با سرمایه گذاری اهرمی در حوزه هوش مصنوعی، بازده خوبی کسب کرده بود، با این حال تغییر جهت عرضه و تقاضا این صندوق را وادار کرد تا سهام بورسی خود را در بازاری که در حال سقوط بود، به فروش برساند. فروش یاد شده ناشی از مارجین کال شدن شرکت یاد شده است. در این حال اهرمی بودن ماهیت سرمایه گذاری سبب می شود تا شرکت کارگزاری برای اجتناب از زیان، سهام باقیمانده از مشتری را بهاجبار بهفروش برساند تا از زیان خود جلوگیری کند. این چرخه نزولی زمانی متوقف شد که شرکت سیتادل بخش عمده باقیمانده از پرتفوی سهام بورسی این صندوق را یکجا خریداری کرد.
با این حال، «سیچوئیشنال اورنس» تنها نقش تشدیدکننده بحران را داشت و جرقه اولیه نبود. سهام شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی پیش از آن نیز روند نزولی گرفته بود، زیرا سرمایهگذاران نسبت به این موضوع تردید پیدا کرده بودند که آیا سرمایهگذاریهای عظیم انجامشده در این فناوری، در نهایت بازدهی مورد انتظار را به همراه خواهد داشت یا خیر. سپس نشستی که قرار بود نشست کمحادثهای از فدرال رزرو باشد، تردیدهای تازهای درباره میزان پایبندی کوین وارش، رئیس جدید این نهاد، به مهار تورم ایجاد کرد و همین مسئله بازده اوراق خزانه بلندمدت آمریکا را افزایش داد.
این تحولات بهویژه از منظر عوامل بسیار قابل توجه بود. در حالی که شاخصهای نوسان میان بازارهای مختلف همچنان در سطوحی بهنسبت پایین باقی ماندند، بسیاری از این عوامل، بیشترین نوسان خود را دستکم در ۴ سال اخیر تجربه کردند. عامل مومنتوم (Momentum) که استراتژی سرمایهگذاری بر مبنای خرید برندگان اخیر بازار است، پس از ثبت شدیدترین افت ۴ روزه خود از زمان چرخش بازار پس از اعلام خبر موفقیت واکسن کرونا در سال ۲۰۲۰، بزرگترین رشد یکروزه خود از همان سال ثبت کرد.
در همین حال، سهام گروههایی که پیشتر از بازار عقب مانده بودند، از جمله سهام ارزشی (Value)، کیفی (Quality) و کمنوسان (Low Volatility)، رشد چشمگیری را تجربه کردند و بهطور موقت سلسلهمراتب سبکهای سرمایهگذاری که در طول دوره رونق هوش مصنوعی بر بازار حاکم شده بود، دگرگون ساختند.
تهدید بعدی؛ بازار اوراق قرضه
کنفرانس خبری کوین وارش پس از آنکه فدرال رزرو نرخ بهره را بدون تغییر نگه داشت، نگرانیها درباره اعتبار سیاستهای پولی و تداوم تورم بالا را دوباره زنده کرد. اگرچه چنین تحرکاتی معمولاً نشانهای از انتظار برای رشد قویتر اقتصاد محسوب میشود، اما به گفته کارشناسان، افزایش اخیر بازده اوراق بلندمدت بیشتر ناشی از رشد انتظارات تورمی و افزایش صرف سررسید (Term Premium) بوده است. صرف سررسید همان پاداش اضافی که سرمایهگذاران برای نگهداری اوراق بلندمدت، بهجای سرمایهگذاری مکرر در اوراق کوتاهمدت، مطالبه میکنند.
بر این أساس، افزایش بازده اوراق قرضه، نگرانیها درباره سرمایهگذاری در هوش مصنوعی را تشدید میکند؛ نرخ تنزیل و هزینه تأمین مالی را بالا میبرد. این موضوع ارزش فعلی انتظارات مربوط به رشد بلندمدت را کاهش میدهد و در عین حال، تأمین مالی پروژههای سرمایهبر مانند مراکز داده را پرهزینهتر میکند.
این مسئله، ترکیب دشواری را برای معاملات مبتنی بر هوش مصنوعی ایجاد میکند. چرخه سرمایهگذاری در این حوزه، شرکتها را بیش از پیش بر آن داشته تا میلیاردها دلار صرف ساخت مراکز داده، توسعه زیرساختهای برق و شبکههای ارتباطی کنند. سرمایه گذاری در این پروژهها به این امید انجام می شود که سود حاصله در سال های بعد این هزینه ها را جبران کند. افزایش هزینه استقراض، اجرای این پروژهها را گرانتر میکند و همزمان، افزایش نرخ تنزیل باعث میشود سرمایهگذاران حاضر نباشند امروز برای سودهای احتمالی آینده، ارزشگذاریهای بالایی بپردازند.

نظر شما چیست؟