یکی از مقدمات اصلی برای حرکت به سمت دیجیتال شدن، توجه به مشکلات موجود در تنظیمگری و رگولاتوری است. در این حوزه محدودیتهای زیادی داریم که از طرف تنظیمگران و رگولاتورهای حوزه لیزینگ ایجاد میشود. این مشکلات بهویژه در زمینه فرایندهای ارائه اعتبار و تسهیلات به مشتری و فروش اقساطی از طریق لیزینگ خود را نشان میدهند. این محدودیتها دست صنعت لیزینگ و بازیگران این صنعت را برای دیجیتالی شدن فرایندها بسته و پیشرفت در این مسیر را سخت میکنند
علی میری، فعال حوزه دیجیتال و تامین مالی، در اولین همایش ملی صنعت لیزینگ و تامین مالی که 28 بهمن ماه 1403 در محل باغ موزه بانک مرکزی برگزار شد، در پنل لیزینگ دیجیتال؛ مقدمات و ظرفیت ها، گفتگویی با سخنکده متن انجام دادند:
*درمورد مقدمات لازم برای گذار به لیزینگ دیجیتال از جنبه فرآیندی و اجرایی چه نظری دارید؟
در خصوص بحث لیزینگ دیجیتال، باید گفت که این مفهوم بیشتر در قالب لندتک شناخته میشود. این موضوع برای بحث لیزینگ دیجیتال هم کاربرد دارد. قبل از اینکه بخواهیم وارد دنیای دیجیتال شدن لیزینگ یا هر صنعت دیگری شویم، باید به ساختارها و ابزارهای فناورانهای توجه کنیم که میتوانند در آن صنعت نقشآفرینی کنند و ابزارهای مناسب برای ارائه خدمات به مشتریان (چه خرد و چه کلان) را فراهم آورند.
در مورد لیزینگ دیجیتال، یکی از مقدمات اصلی برای حرکت به سمت دیجیتال شدن، توجه به مشکلات موجود در تنظیمگری و رگولاتوری است. در این حوزه محدودیتهای زیادی داریم که از طرف تنظیمگران و رگولاتورهای حوزه لیزینگ ایجاد میشود. این مشکلات بهویژه در زمینه فرایندهای ارائه اعتبار و تسهیلات به مشتری و فروش اقساطی از طریق لیزینگ خود را نشان میدهند. این محدودیتها دست صنعت لیزینگ و بازیگران این صنعت را برای دیجیتالی شدن فرایندها بسته و پیشرفت در این مسیر را سخت میکنند.
*چطور برای بخشهای دیگر محدودیتی وجود ندارد، اما برای لیزینگ این محدودیتها برقرار است؟
یکی از مسائلی که به آن اشاره شد، بحث مجوزدهی لیزینگ توسط بانک مرکزی است. بهطور خاص، در حوزه خدمات مالی و پرداخت، لیزینگ یکی از صنایعی است که مستقیماً تحت نظارت و رگولاتوری بانک مرکزی قرار دارد. این صنعت به دلیل دریافت مجوز فعالیت از بانک مرکزی و ارتباط مستقیم با این مجموعه، تحت نظارت مستمر بانک مرکزی، شاپرک و دیگر مجموعههای زیرمجموعه آن قرار دارد. به همین دلیل، لیزینگ به واسطه نظارتهای دقیق و محدودیتهای موجود، دسترسی کمتری به آزادی عمل دارد. این در حالی است که دیگر کسبوکارهای فینتک مانند لندتکها، پرافکتها و رمزارزها که هنوز بهطور کامل رگوله نشدهاند، نسبت به لیزینگ آزادی بیشتری دارند. برای ارائه خدمات به مشتریان و دریافت اعتبار از شبکه بانکی، لیزینگ باید تمام فرایندها و دستورالعملها و بخشنامههای بانک مرکزی را رعایت کند.
این موضوع طبیعتاً دست بازیگران این صنعت را بسته و محدود کرده است. به عنوان مثال، در بحث تشکیل پروندههای تسهیلاتی، چه در حوزه حقوقی و چه در حوزه حقیقی، نمیتوانند مانند لندتکها که تمامی فرایندها را بهصورت کاملاً دیجیتال و غیرحضوری انجام میدهند، عمل کنند. در لندتکها مدارک بهطور آنلاین دریافت میشود و ضمانتها و توصیهها نیز بهصورت آنلاین انجام میشود، اما در صنعت لیزینگ باید پروندهها بهطور فیزیکی تکمیل شوند. مدارک باید کاغذی و مستند باشد، و ناظر بانک مرکزی بهصورت دورهای از این مجموعهها بازدید میکند تا اطمینان حاصل کند که تمامی مدارک بهصورت کاغذی و مستند در دسترس است.
*چرا هیچ شرکتی تا به حال خدمات فناوری به شرکتهای لیزینگ ارائه نداده است؟
لازمه ارائه فناوری در هر صنعتی این است که بستر و زیرساختهای لازم فراهم باشد. مجموعههای لیزینگ، به ویژه بعد از تحولات اخیر و محدود شدن آنها، کمتر به سمت ارائه خدمات به مشتریان خرد رفتهاند. این مسئله به این معناست که آنها نیاز به توسعه پلتفرمهای جدید و فرآیندهای فناورانه ندارند. بیشتر شرکتهای لیزینگ تبدیل به ابزارهایی برای اعطای تسهیلات خارج از مسیرهای معمولی شبکه بانکی شدهاند. همانطور که میدانید، حدود ۸۶ درصد از لیزینگهای کشور یا متعلق به مجموعههای بانکی یا وابسته به شبکه بانک هستند.
* یکی از چالشهای صنعت لیزینگ و مقوله ترکیب سهامداری را مطرح کنید که عملاً به سمتی رفته که سیاستگذاری مناسبی در خصوص لیزینگ صورت نمیگیرد؟
حدود ۸۶ درصد از لیزینگهای کشور تحت مالکیت یا مدیریت بانکها هستند و این خود باعث میشود که سیاستگذاری در این حوزه بیشتر تحت تأثیر این مجموعهها قرار بگیرد. این مسئله باعث شده که لیزینگها کمتر به سمت مشتریان خرد حرکت کنند. در صنعت مالی و بانکداری هم بیشتر تحولات دیجیتال و فناورانه در خدماتی به وقوع پیوسته که مخاطب آنها مشتریان خرد است، چرا که نسلهای جدید، مانند نسل زد، خواهان خدمات ساده و سریع هستند. اما خدماتی که به صورت حقوقی و بیتوبی ارائه میشود، کمتر به سمت فناوری حرکت کرده است. همچنین شرکتهای لیزینگ پس از برخی چالشها به سمت توسعه حرکت نکردند و تمایلی در مجموعهها برای ایجاد تغییرات جدید وجود نداشت. اینها به نظر من دو چالش اصلی در این حوزه هستند.
* نقشه راهی که میخواهید پیشنهاد کنید شامل چه گامهای مهم و ارکانی است؟
اگر بخواهیم یک نگاه کوتاه به جایگاه لیزینگ در دنیا داشته باشیم، ارزش بازار لیزینگ در سطح جهانی حدوداً ۲۰۰۰ میلیارد دلار است و لیزینگها در جایگاه دوم بعد از شبکه بانکی در بین نهادهایی که تأمین مالی میکنند، قرار دارند. در ایران، اما وضعیت متفاوت است؛ شرکتهای لیزینگ پذیرش شده در بورس به طور کلی ارزش سرمایه ثبتشدهشان بیشتر از ۵۰ میلیون دلار نیست و در این زمینه جایگاه سوم را دارند.
اگر بخواهیم در کوتاهمدت به تحول دیجیتال در این صنعت نگاه کنیم، اولین گام مهم این است که لیزینگها جایگاه خود را در ارائه خدمات اقساطی و تسهیلاتی تثبیت کنند. لندتکها در خدمات خرد و کالاهای خرد به خوبی عمل میکنند، به ویژه در زمینه املاک و مستغلات و خودرو که لیزینگهای سابق مثل سایپا و ایرانخودرو در این حوزهها عملکرد خوبی داشتند.
به نظرم در کوتاهمدت، اگر لیزینگها بتوانند جایگاه خود را در بین کالاهای بادوام مثل مسکن، املاک، و خودروها تقویت کنند و خدمات دیجیتال مثل خرید خودرو اقساطی را توسعه دهند، این میتواند به بهبود جایگاه لیزینگها کمک زیادی کند. این روند، دیجیتالسازی را تسریع میکند و به نفع صنعت لیزینگ خواهد بود.
در بلند مدت، به نظر من یکی از کارهای خوبی که می شود در بحث دیجیتالسازی لیزینگ و به طور کلی توسعه پلتفرمها انجام داد این است که لیزینگها به سمت بازار بیتوبی حرکت کنند و به تأمین مالی صنایع کمک کنند. یکی از مباحث مهم در این زمینه، تأمین مالی زنجیره تأمین یا همان Supply Chain Financing (SCF) است. در این مدل، لیزینگها میتوانند از ابتدای چرخه تولید و ارائه محصول وارد شوند و مسئولیت تأمین مالی زنجیره تأمین را به عهده بگیرند. این مدل در دنیا ترند شده و به شدت در حال استفاده است. توسعه این روش میتواند در بلندمدت کمک زیادی به لیزینگها بکند؛ هم جایگاه آنها را در بازار بهبود میدهد و هم باعث تسریع روند دیجیتالسازی در ارائه خدمات بیتوبی یا حقوقی میشود.
در حال حاضر در این زمینه مشکل داریم و خدمات حقوقی و بیتوبی در بسیاری از مواقع بهصورت سنتی و دستی ارائه میشود. در این شرایط، لیزینگها میتوانند با استفاده از ظرفیتهای موجود، به این حوزه وارد شوند و هم به تأمین مالی صنایع کمک کنند و هم خودشان نقشآفرینی مؤثر و مناسبی داشته باشند. لیزینگها با تکمیل خلاهایی که در جاهای دیگر مانند لندتکها و بیانپیالها وجود دارد، میتوانند جایگاه خود را در این صنعت ارتقا دهند و خدمات اعتباری خرد را تکمیل کنند.
نظر شما چیست؟