دلار آزاد این روزها با یک رکوردشکنی تاریخی به بالای قله ۲۵۰ هزار تومانی رسید و معامله شد و رکورد تازهای ثبت کرد. از ابتدای سال آغاز سال جدید میلادی یعنی اوایل دی ماه تاکنون، ریال حدود ۸۰ درصد از ارزش خود را از دست داده؛ موضوعی که نشان میدهد اقتصاد ایران با چالش جدی ارزش پول ملی دست و پنجه نرم میکند، جدیتر از هر زمان دیگری!
به گزارش پایگاه خبری نهایت نیوز ،اما خیلیها سئوال میکنند که چرا کار به اینجا رسیده است؟ پاسخ به این سئوال ریشههای متفاوتی دارد که باید آن را در «ترکیبی از مشکلات ساختاری و شوکهای بیرونی» جستوجو کرد. تورم بالا (گزارشها از ۶۹ تا نزدیک ۹۰ درصد صحبت میکنند) و «رشد بیوقفه نقدینگیم، ارزش پول ملی ما را به صورت مداوم آب کرده است. «وقتی حجم پول در اقتصاد خیلی سریعتر از تولید واقعی رشد میکند»، نتیجه طبیعیاش همینی میشود که امروز شاهد آن هستیم.
موضوع دیگر و مهمی که باید در پاسخ به چرایی ایجاد شرایط فعلی برای اقتصاد کشور به آن پرداخت، «محدودیتهای ارزی و تحریمهاست» که به تبع آن با «کاهش صادرات نفت، محاصره دریایی و هوایی و اختلال در نقلوانتقالات بانکی» شدهایم. حالا فرض کنید در چنین فضایی، هر خبری درباره «تنش نظامی یا بنبست مذاکرات»، سریع به «تقاضای احتیاطی و سفتهبازیم تبدیل میشود و وضعیت بازار را بهم ریختهتر میکند. بماند که «شکاف بین نرخ رسمی و بازار آزاد» هم خودش انگیزهای برای هجوم به بازار آزاد ایجاد کرده است.
همه مواردی که درباره چرایی وضعیت اقتصادی کنونی گفته شد، در کنار «کسری بودجه دولت و تأمین بخشی از هزینهها از طریق رشد پایه پولی» آتش را تندتر میکند. کارشناسان اقتصادی بر این باور هستند که «بخشی از این جهشها دیگر ربطی به عرضه و تقاضای واقعی تجاری ندارد و بیشتر حاصل انتظارات و عمق کم بازار است.».
اما اگر بخواهیم در ۳ سناریو به بررسی قیمت ارز «دلار» تا پایان سال جاری بپردازیم باید اشاره کرد که پیشبینیها برای (اسفند ۱۴۰۵) بسیار وابسته به تحولات سیاسی و بیرونی کشور است. در وهله اول باید اشاره کرد که اگر شعله درگیریها و تنشهای نظامی بین ایران و آمریکا بالا بگیرد، عبور نرخ دلار از مرز ۳۰۰ هزار تومان برای پایان سال دور از ذهن نیست.
در سناریوی بعدی که ادامه وضعیت فعلیست، اکثر تحلیلها به دلیل مشکلات پیش پای اقتصاد ایران محدوده ۲۵۰ تا ۲۷۰ هزار تومان را محتمل میدانند. اما در سناریوی سوم، در صورتی که تنشها بهطور معناداری کاهش یابد و توافق پایداری شکل بگیرد، میتوان به عقبنشینی دلار به سمت ۱۷۰ تا ۲۱۰ هزار تومان امیدوار بود.
نکته مهم اینجاست که پیشبینیهای قدیمیتر مرکز پژوهشهای مجلس و سازمان برنامه و بودجه نیز که بر اساس سناریوی توافق و عدم توافق نوشته شده بود هم تقریبا شرایط فعلی و چه بسا کمتر از آن را برای اقتصاد کشور و نرخ دلار پیش بینی کرده بودند، اما چند سال پیش که این جدول پیش بینیها منتشر شده، خیلیها آن را دوراز واقعیت میدانستند. به هر شکل بسیاری از اقتصاددانان مسیر کلی را همچنان صعودی میبینند، مگر اینکه شوک مثبت سیاسی و بزرگی رخ دهد.
نظر شما چیست؟