در صورت به سرانجام رسیدن توافق میان ایران و آمریکا و کاهش تنشهای سیاسی، میتوان به بازگشت آرامش نسبی و احیای تدریجی بازارهایی مانند بورس و مسکن امیدوار بود.
شاخص کل بورس اوراق بهادار پایتخت در سومین روز هفته ۱۰۵ هزار و ۷۹۲ واحد کاهش و به رقم چهار میلیون و ۶۸ هزار و ۵۹۰ واحد رسید. این ریزش تحت تاثیر بازار شکل گرفته که به تبع بهبود متغیرهای سیاسی و مذاکرات، پنج روز سبز را تجربه کرد. به عبارت دیگر بازار سرمایه طی ماههای اخیر به اخبار مثبت و منفی فضای بینالملل واکنش نشان داده است.
شاخص هموزن هم امروز ۲۰ هزار و ۴۵۴ واحد کاهش داشت و در عدد یک میلیون و ۱۰ هزار و ۱۸۴ واحد ایستاد.
ریسکهای سیاسی و اقتصادی در ماههای گذشته، مسیر بازارهای مالی و دارایی را به شکل معناداری تغییر داده است. بررسی روندها نشان میدهد در حالی که طلا و ارز تحت تأثیر فضای نااطمینانی با رشد همراه شدند، بازار مسکن وارد فاز رکودی شد و بورس تهران نیز پس از یک دوره صعود، بار دیگر مسیر نزولی را در پیش گرفت.
به نظر میرسد این ناهمسوییِ رفتاری بیشتر از اینکه ناشی از عوامل بنیادی باشد، ریشه در متغیرهای سیاسی و انتظارات شکلگرفته پیرامون آینده دارد. در همین چارچوب، در صورت به سرانجام رسیدن توافق میان ایران و آمریکا و کاهش تنشهای سیاسی، میتوان به بازگشت آرامش نسبی و احیای تدریجی بازارهایی مانند بورس و مسکن امیدوار بود.
در کنار ریسکهای بیرونی، سیاستگذاریهای داخلی نیز به یکی از عوامل فشار بر بازار سرمایه تبدیل شده؛ حذف ارز ترجیحی برای برخی صنایع، اگرچه در ظاهر گامی در جهت اصلاح ساختار اقتصادی تلقی میشود، اما اثرات متفاوتی بر صنایع مختلف برجای گذاشته است. در برخی بخشها این اقدام میتوانست زمینهساز رشد قیمت محصولات و در نتیجه افزایش جذابیت سهام مرتبط شود؛ موضوعی که بهویژه در صنعت خودرو مورد توجه فعالان بازار قرار گرفت.
با این حال، مداخله نهادهای تنظیمگر و مخالفت با آزادسازی قیمتها، مسیر انتظارات بازار را تغییر داد. نمونه آن افزایش قیمتهایی بود که در بهمنماه از سوی یکی از خودروسازان مطرح شد، اما با عدم صدور مجوز از سوی سازمان حمایت، این روند متوقف ماند. اتفاقی که به باور تحلیلگران، سیگنال روشنی از تداوم ریسکهای سیاستگذاری در داخل کشور به بازار مخابره کرد.
در این میان، رویکرد دوگانه در آزادسازی قیمتها، فضای تصمیمگیری سرمایهگذاران را با ابهام مواجه کرده است. در برخی حوزهها مانند نهادهها و نرخ بهره که منافع مستقیم برای سیاستگذار وجود دارد، آزادسازی با مقاومت کمتری همراه است، اما در صنایعی که منافع مستقیمی در میان نیست، مقاومت در برابر تعدیل قیمتها پررنگتر میشود. تداوم این وضعیت، از نگاه کارشناسان، با منطق بازار سرمایه همخوانی ندارد و میتواند به تضعیف اعتماد سرمایهگذاران منجر شود.
از سوی دیگر، تشدید تنشهای منطقهای و تهدیدهای آمریکا، ریسک نقدشوندگی داراییها را به یکی از دغدغههای اصلی سرمایهگذاران تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، ترجیح سرمایه به سمت داراییهایی میرود که امکان خروج سریعتری دارند؛ رفتاری که در هفتههای اخیر با افزایش اقبال به صندوقهای درآمد ثابت و صندوقهای مبتنی بر طلا در بازار سهام بهوضوح مشاهده شده است.
تجربههای جهانی نیز نشان میدهد در شرایط نزدیک به جنگ یا در دورههای التهاب سیاسی، افق سرمایهگذاری کوتاه میشود و تمایل به سرمایهگذاری بلندمدت کاهش پیدا میکند. وضعیت «نه جنگ، نه صلح» معمولاً فضایی از بلاتکلیفی ایجاد میکند که در آن نهتنها بازار سرمایه، بلکه کلیت فعالیتهای اقتصادی تحت تأثیر قرار میگیرد. در چنین فضایی، سرمایهگذاران بیش از آنکه به آینده بیندیشند، به مدیریت روزمره داراییهای خود فکر میکنند.
به نظر میرسد افت شاخص بورس در هفتههای اخیر و شکست سطوح حمایتی متوالی، بازتاب همین نااطمینانی فراگیر است؛ نااطمینانیای که تا زمان روشن شدن تکلیف متغیرهای سیاسی و کاهش مداخلات سیاستی، همچنان میتواند بر رفتار بازارها سایه بیندازد.
انتهای پیام/
نظر شما چیست؟